X
تبلیغات
میدانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد... - خداحافظی همکار یاس دلتنگ...... با کلی مناسبت.......

در فراسوی افق نام تو را میجویم...

--------------------------------------

 

 

به نام آن مهرورز بی نیاز

 

 

سلام

 

انشاءالله که شما دوستای خوبم مثل همیشه سرحال باشید. خوب دیگه نوبتی هم باشه دیگه نوبت خداحافظیه. این پست رسما و قانونا آخرین پست منه.خوبی که از ما ندیدید ولی هر بدی دیدید به بزرگواری خودتون حلال کنید و ما رو همچنان لایق دعای خیرتون بدونید.

از اینکه در غیاب یاسی خانوم منو تنها نذاشتید و با نظرات سازندتون منو توی این تجربه ی جدید تشویق و ترغیب و راهنمایی کردید یک دنیا ازتون متشکرم.

ما که داریم میریم و از این به بعد این شما و این هم پستهای یاسی خانوم خداییش برید با پستای یاسی خانوم زندگی کنیدا. توی این پستم از یکی دوتا از پستای قبلی یاسی خانوم استفاده کردم(با رنگ سبز مشخصه) که کم کم حال و هوا دستتون بیاد.

امیدوارم فراموشمون نکنید:

فراموش نکنید که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند.

ضمنا 3 روز دیگه کنکوره یاسی خانوم رو هم هنگام دعا فراموش نکنید.

این پست ناخوداگاه یه پست خاص از آب در اومد. چندتا مناسبت توپ توی روزای آینده هست که متن اصلی این پست رو تشکیل میده اول فهرستوار میگم بعد میتونید مشروحشو بخونید:

5 تیر تولد مادر یاسی خانوم(فرشته ی نجات یاسی خانوم)

 ۷ تیر کنکور

13 تیر تولد 1سالگی وبلاگ

۱۴ تیر روز مادر

آخریشم که خداحافظی منه

البته در این بین یه مناسبت دیگه هم هست که از همه سر آمد تره ولی بنا به دلایلی نمیگم.

خوب میتونیم شروع کنیم:

 

 

 

روز تولد مادر یاسی خانوم رو به خود ایشون و همچنین یاسی خانوم تبریک میگم انشاءالله که 120 سال زنده باشن.حتما ایشون باید انسان فوق العاده ای باشن که فرزندی مثل یاسی خانوم رو تربیت کردن.

من هم دقیقا پستی رو که یاسی خانوم پارسال به همین مناسبت گذاشتن، میذارم. آخه دیدم هیچ متنی از این بهتر پیدا نمیشه:

 

میدونید ۵تیر چه روزی بود(هست)؟؟ خوب معلومه که نمیدونید! 5 تیر یه فرشته

به دنیا اومده که فکر کنم خدا اونو واسه کمک برای من فرستاده! (چه افوه بیخودی شاید واسه کسی دیگه بوده من ازش استفاده کردم! ) حدس بزنیداون کیه به هر حال

میخوام با اون فرشته آشناتون کنم

ببینید حدستون درست بوده یا نه

اون کسی نیست بجز مامان مهربونم خیلی دوسش دارم امیدوارم 120

سال سایه اش بالای سرمون باشه الهی آمین

سی و پنجمین سال حضورش رو تبریک میگم

از همینجا بهش میگم :

مامان جون خیلی دوست دارم اگه یه وقتایی هم اذیت میکنم و از فرامینت سر پیچی میکنم منو ببخش قول میدم دیگه تکرار نکنم شما هم اگه

سهل انگاری دیدی بذار به حساب بچگیم! امیدوارم همیشه با من باشی و منو با راهنماییات کمک کنی.

ای فرشته خدا برای من دوستت دارم تا همیشه و بیش از هر چیز

امیدوارم حرف دلمو و منظور قلبیمو رسونده باشم.

ای جاودانی ترین مخلوق زمینی

آسمانی میشوم وقتی نگاهت میکنم

 

 

14 تیر روز مادر:

این روز رو به همه ی مادرا مخصوصا مادر یاسی خانوم و مادر خودم تبریک میگم بازم به مادرم میگم:

مادر جان روزت مبارک و خجسته

امیدی به جبران ندارم ولی انشاءالله مثل همیشه در پناه دعای خیرت بتوانم در صد و بیستمین روز مادر نیز یادآور زحماتت باشم.

FOR out of the sensitive heart of a woman comes forth the happiness of mankind, and in the sentiments of her noble spirit are born the sentiments of their spirits.

خوشبختی بشریت زاده ی قلب زن است و در احساسات اصیل روح اوست که احساسات روحهای انسانی زاده می شود

THE MOST beautiful word on the lips of mankind is the word "Mother", and the most beautiful call is 'MY mother'. It is a word full of hope and love, a sweet and kind word comming from the depths of the heart.

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه ی "مادر" است. زیباترین خطاب "مادرجان" است. "مادر" واژه ایست سرشار از امید و عشق واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید

 

 

 

 

چند روز دیگه(13 تیر) این وبلاگ 1 ساله میشه. به همین مناسبت شعری رو از سهراب به شما و به صاحب اصلی وبلاگ یعنی یاسی خانوم تقدیم میکنم:

 

 

روشنی من گل آب

 

ابری نیست

بادی نیست

مینشینم لب حوض:

گردش ماهی ها روشنی من گل آب

مادرم ریحان میچیند

نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک:لای گل های حیاط

نور در کاسه ی مس چه نوازشها میریزد!

نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره ی من پیداست

چیزهایی هست که نمی دانم

 

می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد

 

می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم

راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت

پرم از راه از پل از رود از موج

پرم از سایه ی برگی در آب:

چه درونم تنهاست.

 

 

خوب دیگه..........اگر بار گران..........اگر نامهربان...........

دوستای خوبم در طول این مدت تمام سعی من این بود که یه چیزی رو بهتون بگم و اونم این بود:

 

 

...AN ATTEMMT to comunicate to you that which can not be comunicated to you by any one ather than him who shares in all that is within you. If, therefore, I have fathomed a secret with which you your self are not unacquainted. then I am one of those to whom life has granted her gifts and pemitted to stand before the White Throne; but if I have fathomed that which is peculiar to me and in myself alone, then let the fire consume this letter.

......تلاش کردم به تو آنچه را انتقال دهم که نمی توان انتقال داد. فقط کسی میتواند (این کار را بکند) که با تو در درونت سهیم باشد. بنابرین اگر به رازی پی برده باشم که تو با آن ناآشنا نباشی آنگاه از کسانی خواهم بود که زندگی مواهب خود را به آنها عطا کرده است و به آنها اجازه ی حضور در عرش سپید را داده است. اما اگر به رازی پی برده باشم که ویژه ی من و تنها در درون من باشد آنگاه این نامه را به آتش بسپار.

 

 

در آخر هم واسه خداحافظی از یکی دیگه از پستای قبلی یاسی خانوم استفاده میکنم:

خداحافظ همین حالا

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین به یاد اونهمه تردید

به یاد آسمونی که منواز چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنم ساده اس

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

 

 

 

 

حرف آخر:

 

بچه ها باور کنید

 

تا خدا راهی نیست

 

(قضا و قدر رو همیشه به یاد داشته باشید)

 

 

 

از همیشه تا هنوز...............

حق یارش

و

حق یارتان

 

+ ساعت 16:0 نويسنده یاس دلتنگ و همکارش |


بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد